Ҳ•Ҳ• به وبلاگ فاطمه خوش اومدین Ҳ•Ҳ•

هی فلآنی

دیگر هوآی برگرداندنت رآ ندآرم

هرجآ کهـ دلت میخواهد برو

فقط

آرزو میکنمـ

وقتی دوبآره هوآی من به سرت زد

آنقدر آسمآن دلت بگیرد

کهـ

بآهزآر شب گریه  چشمآنت  آرام نگیرد

و امآ من...

برنمیگردمـ

کهـ

هیچ

عطر تنم رآ همـ از کوچه  هآی  پشت سرم جمع میکنمـ

کهـ

نتوانی لم دهی روی مبل هآی رآحتی بآخآطرآتم قدمـ بزنی....!!!

من یکـ عذر خوآهی بهـ خودم بدهکآرم

برآی اینکهـ احسآسآتی بودمـ

برآی اینکهـ یکـ رو بودمـ

برآی اینکهـ غرورمـ رآ شکستمـ

برآی اینکهـ خوب بودمـ و مآندمـ بآهمه آزارهآیت

برآی اینکهـ انسآن بودمـ

خودمـ

منو ببخش...!!!

اهـــای !میدانـــی بـــا مـــــن چـــــه کــــردی ...؟!تــــــــو مــــــــرا کشتــــی ... 

بـــــرای خـــــودم ناراحـــــت نیستـــــم ...بـــــرای دختـــــرت نگرانـــــم ...!نکنـــــد " تقـــــاص آه مـــــرا " او پـــــس 

بدهـــــد...

+ شنبه 5 مرداد1392 | 21:42 | ❤دخـ✿ــمل صورتــ✿ـی❤ |

мσиα-тнɛмɛ